پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

ترا به یک دو خط مصطلح فضولی چیست؟

اصول علم لدنی به بی اصولی چیست؟

کلام خواندی و منطق کز آن شوی مقبول

ازین دو حاصل تو غیر بی حصولی چیست؟

ز حرص قدر و محل مشخ گشته ای و هنوز

تناسخی چه بود گونی و حلولی چیست؟

دل از شنیدن قرآن بگیردت همه وقت

چو باطلان ز کلام حقت ملولی چیست؟

به راه خیر به یک فطره افتدت صد مکث

بشرت این همه بی صبری و عجولی چیست؟

مقربان خدایند وارثان رسول

تو از خدای چنین دوری و رسولی چیست؟

چو ناقصان همه شهرت طلب شدند کمال

بهین مقام ز گمنامی و خمولی چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸ترا دو رخ به دو خط فن دلبری آموخت
  2. شمارهٔ ۱۱۹چشم شوخ تو هر کرا کشته‌ست
  3. شمارهٔ ۱۲۰چشم غم دیده ما را نگرانی به شماست
  4. شمارهٔ ۱۲۱چشم مسلمان کش تو کافر مست است
  5. شمارهٔ ۱۲۲چشم ز خیال تو پر از نور تجلیست
  6. شمارهٔ ۱۲۳حسن پس، بار مرا، مهر و وفا گر نیست نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۴حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست
  8. شمارهٔ ۱۲۵خاک درت به چشم من از صد چمن به است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.