پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ سری که پیش تو بر آستان خدمت نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۲ سگ کویش به من دربند باری است
  3. شمارهٔ ۱۸۳ سؤال بوس که کردم مرا جواب فرست
  4. شمارهٔ ۱۸۴ شادی نیافت هر که غم دلبری نداشت
  5. شمارهٔ ۱۸۵ شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
  6. شمارهٔ ۱۸۶ شهید تیغ عشق آر بی گناه است
  7. شمارهٔ ۱۸۷ صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست
  8. شمارهٔ ۱۸۸ صوفی که ز چشم تو برد جان به سلامت
  9. شمارهٔ ۱۸۹ طبع لطیف داند لطف لب و دهانت
  10. شمارهٔ ۱۹۰ عارف پنهان ز پیدا خوشتر است
  11. شمارهٔ ۱۹۱ عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست
  12. شمارهٔ ۱۹۲ عاشق بی درد را بر در او بار نیست
  13. شمارهٔ ۱۹۳ عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست
  15. شمارهٔ ۱۹۵ عجب آن دلبر جادو کجا رفت
  16. شمارهٔ ۱۹۶ عشق از نام و از نشان یکتاست
  17. شمارهٔ ۱۹۷ عشق آئین پارسایان نیست
  18. شمارهٔ ۱۹۸ عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست
  19. شمارهٔ ۱۹۹ عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
  20. شمارهٔ ۲۰۰ عشق در طینت دلها نمک است
  21. شمارهٔ ۲۰۱ عشق ورزیدن به جان نازنینان نازک است
  22. شمارهٔ ۲۰۲ علم و تقوی سر به سر دعوی است معنی دیگر است
  23. شمارهٔ ۲۰۳ عمریست که با او دل مسکین نگران است
  24. شمارهٔ ۲۰۴ عهد تو سست و وعده ها خام است
  25. شمارهٔ ۲۰۵ عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست
  26. شمارهٔ ۲۰۶ غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت
  27. شمارهٔ ۲۰۷ غمت دارم مرا شادی همین است
  28. شمارهٔ ۲۰۸ غمت ریخت خونم شهادت همین است
  29. شمارهٔ ۲۰۹ غم عشق را هیچ تدبیر نیست
  30. شمارهٔ ۲۱۰ کاف کفر ما ز طاها بر ترست
  31. شمارهٔ ۲۱۱ کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیست
  32. شمارهٔ ۲۱۲ کی چاره درد من بیچاره ندانست
  33. شمارهٔ ۲۱۳ کسی که پرتو انوار لامکانی یافت
  34. شمارهٔ ۲۱۴ گر جانب محب نظری با حبیب هست
  35. شمارهٔ ۲۱۵ گرچه از باران دیده خاک آن کو پر گل است
  36. شمارهٔ ۲۱۶ گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است
  37. شمارهٔ ۲۱۷ گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است
  38. شمارهٔ ۲۱۸ گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست
  39. شمارهٔ ۲۱۹ گر عشق تو داغ جان‌گداز است
  40. شمارهٔ ۲۲۰ گر قصد خون ماست پس از دل ربودنت
  41. شمارهٔ ۲۲۱ گر کشندم به غمزه چشمانت
  42. شمارهٔ ۲۲۲ گر کم شده ست با من اکنون ترا ارادت
  43. شمارهٔ ۲۲۳ گر مرا از نظر انداختی این هم نظری است
  44. شمارهٔ ۲۲۴ گر مرا سر رود اندر غم جانان غم نیست
  45. شمارهٔ ۲۲۵ گر یار طبیب درد من نیست
  46. شمارهٔ ۲۲۶ گر یار مرا با من مسکین نظری نیست
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گفتمت سنگدلی آمد ازین نکته گرانت
  48. شمارهٔ ۲۲۸ گفتی از آن ماست دلت جان از آن کیست
  49. شمارهٔ ۲۲۹ گفتی از پیشم برو بگذر ز جان گفتی و رفتی
  50. شمارهٔ ۲۳۰ گل از پیراهنت بوئی شنیدست
  51. شمارهٔ ۲۳۱ گل به صد لطف بدید آن بر و پنداشت تن است
  52. شمارهٔ ۲۳۲ گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
  53. شمارهٔ ۲۳۳ گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است
  54. شمارهٔ ۲۳۴ گلی چون سرو ما در هر چمن نیست
  55. شمارهٔ ۲۳۵ گنجی و نرا بیطلبیدن نتوان یافت
  56. شمارهٔ ۲۳۶ گو خلق بدانید که دلدار من این است
  57. شمارهٔ ۲۳۷ لبت را هر که چون شگر مزیده است
  58. شمارهٔ ۲۳۸ اب تو نقل حیاتم به کام جان انداخت
  59. شمارهٔ ۲۳۹ لعل جان بخشت ز جان نازکتر است
  60. شمارهٔ ۲۴۰ ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

متن اشعار به نقل از گنجور.