فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ ما درین دیر فتادیم هم از روز الست
- شمارهٔ ۲۴۲ ما دلی داریم و آن بر دلبری خواهیم بست
- شمارهٔ ۲۴۳ ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
- شمارهٔ ۲۴۴ ما عاشقیم و رند، خرابات کوی ماست
- شمارهٔ ۲۴۵ ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است
- شمارهٔ ۲۴۶ مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویت
- شمارهٔ ۲۴۷ مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
- شمارهٔ ۲۴۸ مرا با تو نقل و شراب آرزوست
- شمارهٔ ۲۴۹ مرا از چشم تو نازی نیاز است
- شمارهٔ ۲۵۰ مرا با زلف او گر دسترس نیست
- شمارهٔ ۲۵۱ مرا بر رخ از دیده خون آمد است
- شمارهٔ ۲۵۲ مرا دلیست که جز با غم تو سرخَوش نیست
- شمارهٔ ۲۵۳ مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است
- شمارهٔ ۲۵۴ مرا بی محنت او راحتی نیست
- شمارهٔ ۲۵۵ مرا گفتی برین در این فغان چیست؟
- شمارهٔ ۲۵۶ مرد بی درد مرد این ره نیست
- شمارهٔ ۲۵۷ مرد عشق تو به غم همدرد است
- شمارهٔ ۲۵۸ هست آن چشمیم و باز آن چشم میجوئیم مست
- شمارهٔ ۲۵۹ مشنو که مرا به ز تو بار دگری هست
- شمارهٔ ۲۶۰ مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست
- شمارهٔ ۲۶۱ مقام عشق تو هر چند منزل خطر است
- شمارهٔ ۲۶۲ من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت
- شمارهٔ ۲۶۳ من نخواهم ز کمند نو نجات
- شمارهٔ ۲۶۴ مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است
- شمارهٔ ۲۶۵ مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت
- شمارهٔ ۲۶۶ میل دلم بروی تو هر دم زیادت است
- شمارهٔ ۲۶۷ نیست غیر از تو دستگیر ای دوست
- شمارهٔ ۲۶۸ نیست ما را بجز آن جان و جهان در یایست
- شمارهٔ ۲۶۹ نیست مرا دوستر از دوست دوست
- شمارهٔ ۲۷۰ نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
- شمارهٔ ۲۷۱ وصل بتان خانه براندازم آرزوست
- شمارهٔ ۲۷۲ وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
- شمارهٔ ۲۷۳ هر تیر که بر سینهام آن فتنهگر انداخت
- شمارهٔ ۲۷۴ هر که از درد تو محروم بود بیمار است
- شمارهٔ ۲۷۵ هر که ترا بافت دولت در جهان بافت
- شمارهٔ ۲۷۶ هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست
- شمارهٔ ۲۷۷ هر که را نقش خط و خال تو در خاطر نیست
- شمارهٔ ۲۷۸ هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت
- شمارهٔ ۲۷۹ هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
- شمارهٔ ۲۸۰ هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
- شمارهٔ ۲۸۱ هوس بار گر آزار دل افگار است
- شمارهٔ ۲۸۲ هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافت
- شمارهٔ ۲۸۳ یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت
- شمارهٔ ۲۸۴ بار از ستیزه کینه باران بجد گرفت
- شمارهٔ ۲۸۵ بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
- شمارهٔ ۲۸۶ یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت
- شمارهٔ ۲۸۷ دل که شد زآن زلف سودایی مزاج
- شمارهٔ ۲۸۸ اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج
- شمارهٔ ۲۸۹ چو شمعِ روز برافروخت از نسیمِ صَباح
- شمارهٔ ۲۹۰ خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیح
- شمارهٔ ۲۹۱ ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح
- شمارهٔ ۲۹۲ ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ
- شمارهٔ ۲۹۳ آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود
- شمارهٔ ۲۹۴ آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
- شمارهٔ ۲۹۵ آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند
- شمارهٔ ۲۹۶ آنچه تو داری به حُسن، ماه ندارد
- شمارهٔ ۲۹۷ آنرا که بر زبان صفت روی او رود
- شمارهٔ ۲۹۸ آن سرو قد نگر که چه آزاد میرود
- شمارهٔ ۲۹۹ آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید
- شمارهٔ ۳۰۰ آن شوخه به ما جز سر بیداد ندارد
متن اشعار به نقل از گنجور.