پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ما درین دیر فتادیم هم از روز الست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ ما دلی داریم و آن بر دلبری خواهیم بست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ما عاشقیم و رند، خرابات کوی ماست
  5. شمارهٔ ۲۴۵ ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است
  6. شمارهٔ ۲۴۶ مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویت
  7. شمارهٔ ۲۴۷ مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
  8. شمارهٔ ۲۴۸ مرا با تو نقل و شراب آرزوست
  9. شمارهٔ ۲۴۹ مرا از چشم تو نازی نیاز است
  10. شمارهٔ ۲۵۰ مرا با زلف او گر دسترس نیست
  11. شمارهٔ ۲۵۱ مرا بر رخ از دیده خون آمد است
  12. شمارهٔ ۲۵۲ مرا دلیست که جز با غم تو سرخَوش نیست
  13. شمارهٔ ۲۵۳ مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است
  14. شمارهٔ ۲۵۴ مرا بی محنت او راحتی نیست
  15. شمارهٔ ۲۵۵ مرا گفتی برین در این فغان چیست؟
  16. شمارهٔ ۲۵۶ مرد بی درد مرد این ره نیست
  17. شمارهٔ ۲۵۷ مرد عشق تو به غم همدرد است
  18. شمارهٔ ۲۵۸ هست آن چشمیم و باز آن چشم میجوئیم مست
  19. شمارهٔ ۲۵۹ مشنو که مرا به ز تو بار دگری هست
  20. شمارهٔ ۲۶۰ مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست
  21. شمارهٔ ۲۶۱ مقام عشق تو هر چند منزل خطر است
  22. شمارهٔ ۲۶۲ من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت
  23. شمارهٔ ۲۶۳ من نخواهم ز کمند نو نجات
  24. شمارهٔ ۲۶۴ مه را ز ثاب حسن تو هر شب قیامت است
  25. شمارهٔ ۲۶۵ مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶۶ میل دلم بروی تو هر دم زیادت است
  27. شمارهٔ ۲۶۷ نیست غیر از تو دستگیر ای دوست
  28. شمارهٔ ۲۶۸ نیست ما را بجز آن جان و جهان در یایست
  29. شمارهٔ ۲۶۹ نیست مرا دوستر از دوست دوست
  30. شمارهٔ ۲۷۰ نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
  31. شمارهٔ ۲۷۱ وصل بتان خانه براندازم آرزوست
  32. شمارهٔ ۲۷۲ وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
  33. شمارهٔ ۲۷۳ هر تیر که بر سینه‌ام آن فتنه‌گر انداخت
  34. شمارهٔ ۲۷۴ هر که از درد تو محروم بود بیمار است
  35. شمارهٔ ۲۷۵ هر که ترا بافت دولت در جهان بافت
  36. شمارهٔ ۲۷۶ هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست
  37. شمارهٔ ۲۷۷ هر که را نقش خط و خال تو در خاطر نیست
  38. شمارهٔ ۲۷۸ هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت
  39. شمارهٔ ۲۷۹ هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
  40. شمارهٔ ۲۸۰ هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
  41. شمارهٔ ۲۸۱ هوس بار گر آزار دل افگار است
  42. شمارهٔ ۲۸۲ هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافت
  43. شمارهٔ ۲۸۳ یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت
  44. شمارهٔ ۲۸۴ بار از ستیزه کینه باران بجد گرفت
  45. شمارهٔ ۲۸۵ بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
  46. شمارهٔ ۲۸۶ یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت
  47. شمارهٔ ۲۸۷ دل که شد زآن زلف سودایی مزاج
  48. شمارهٔ ۲۸۸ اگر آن غمزه خواهد ز ترکان خراج
  49. شمارهٔ ۲۸۹ چو شمعِ روز برافروخت از نسیمِ صَباح
  50. شمارهٔ ۲۹۰ خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیح
  51. شمارهٔ ۲۹۱ ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح
  52. شمارهٔ ۲۹۲ ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ
  53. شمارهٔ ۲۹۳ آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود
  54. شمارهٔ ۲۹۴ آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند
  56. شمارهٔ ۲۹۶ آنچه تو داری به حُسن، ماه ندارد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ آنرا که بر زبان صفت روی او رود
  58. شمارهٔ ۲۹۸ آن سرو قد نگر که چه آزاد می‌رود
  59. شمارهٔ ۲۹۹ آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید
  60. شمارهٔ ۳۰۰ آن شوخه به ما جز سر بیداد ندارد

متن اشعار به نقل از گنجور.