پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است

پی نو بهشت برین عذاب الیم است

حلقه گیسوی حور و محبت رضوان

گر تو نباشی سلاسل است و جحیم است

در شب تنهائی فراق تو ما را

به جگر موز بار و ناله ندیم است

همدم عشاق جز نسیم صبا نیست

تا سر زلف خوشت بدست نسیم است

باده بده ساقیا که موسم گل ریز

توبه زمنی خلاف رای حکیم است

گشت بسی سال و ماه کز سر کویت

جان به سفر رفت و دل هنوز مقیم است

پای بنه بر سر کمال که او را

هت تفاخر برین خدای علیم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴هر که از درد تو محروم بود بیمار است
  2. شمارهٔ ۲۷۵هر که ترا بافت دولت در جهان بافت
  3. شمارهٔ ۲۷۶هر که در عالم کم از یک لحظه دور از بار زیست
  4. شمارهٔ ۲۷۷هر که را نقش خط و خال تو در خاطر نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۸هرگز به درد دوست دل ما ز جا نرفت
  6. شمارهٔ ۲۷۹هرگز ز جان من غم سودای او نرفت
  7. شمارهٔ ۲۸۰هزار شکر که آن چشم پر خمارم کشت
  8. شمارهٔ ۲۸۱هوس بار گر آزار دل افگار است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.