پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیح

نوشته‌اند بر آن لعلِ لب که انت مَلیح

به لوحِ عارضِ تو آن خَطِ دگر گویی

کشیده خامهٔ قدرت که اَلبَیاضُ صَحیح

نمی‌بریم شکایت ز خَطّ و خالِ بتان

اگرچه غارتِ جان می‌کنند و ظلمِ صَریح

هزار درد کنیم از تو به که ناز طبیب

که دردِ دوست بِه از شربتِ هزار مسیح

چگونه وصفِ تو گویم که غمزهٔ تو به سِحر

زده است صد گره از زلف بر زبانِ فَصیح

گراند به گردن تعلقی همه کی کمال

من آن کمند دلاویز و پارسا تسبیح

کوشه که علم نظر زیاده کنی

چرا که عِلم حُسن گفته‌اند و جَهل قَبیح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲ای صبا چند روی بر د جانان گستاخ
  2. شمارهٔ ۲۹۳آن پری وش که خطش گوشه مه می فرسود
  3. شمارهٔ ۲۹۴آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
  4. شمارهٔ ۲۹۵آن جگر گوشه ز خون دل ما بس نکند
  5. شمارهٔ ۲۹۶آنچه تو داری به حُسن، ماه ندارد
  6. شمارهٔ ۲۹۷آنرا که بر زبان صفت روی او رود
  7. شمارهٔ ۲۹۸آن سرو قد نگر که چه آزاد می‌رود
  8. شمارهٔ ۲۹۹آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.