پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

صبا زعشوه پنهان دوست الله دوست

از ساغر لب پنهان دوست الله دوست

زپسته ده او که هیچ پیدا نیست

نصیبه ای به قیران دوست الله دوست

ز تیر غمزه خونریز یار الله داد

اگلی ز گلشن بستان دوست الله دوست

زخیل سنبل بستان بار شیدالله

را زچشم سر خوش فتان دوست الله دوست

کمال زنده به بوی گلی ز گلشن اوست

پر صبا ز گلستان دوست الله دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹طبع لطیف داند لطف لب و دهانت
  2. شمارهٔ ۱۹۰عارف پنهان ز پیدا خوشتر است
  3. شمارهٔ ۱۹۱عاشقان دردش طلب دارم مرا همدرد کیست
  4. شمارهٔ ۱۹۲عاشق بی درد را بر در او بار نیست
  5. شمارهٔ ۱۹۳عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت
  6. شمارهٔ ۱۹۴عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست
  7. شمارهٔ ۱۹۵عجب آن دلبر جادو کجا رفت
  8. شمارهٔ ۱۹۶عشق از نام و از نشان یکتاست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.