پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

علم و تقوی سر به سر دعوی است معنی دیگر است

مرد معنی دیگر و میدان دعوی دیگر است

عاشق ار آمد به کویش دینی و عقبی نخواست

جانب طور آمدن مقصود موسی دیگر است

حسن مه رویان چه می ماند بروی یار من

پرتو به دیگر و نور تجلی دیگر است

از درش تا روضه فرق است از زمین تا آسمان

خاک این کو دیگر و فردوس اعلی دیگر است

گرچه پرهیز از بهشت و حور هست از شرع دور

در روایت دیدم این فتوی است تقوی دیگر است

چشم بر فردا منه چون زاهدان دیدار را

بر گشا امروز چشمی کار اعمی دیگر است

گر دلت بشکست دلبر مستی افزون کن کمال

کز شکست جام مجنون قصد لیلی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴عهد تو سست و وعده ها خام است
  2. شمارهٔ ۲۰۵عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست
  3. شمارهٔ ۲۰۶غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت
  4. شمارهٔ ۲۰۷غمت دارم مرا شادی همین است
  5. شمارهٔ ۲۰۸غمت ریخت خونم شهادت همین است
  6. شمارهٔ ۲۰۹غم عشق را هیچ تدبیر نیست
  7. شمارهٔ ۲۱۰کاف کفر ما ز طاها بر ترست
  8. شمارهٔ ۲۱۱کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.