پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

کاف کفر ما ز طاها بر ترست

قاف عشق از کاف پاها برترست

عشق اگر زان لب دهد دشنام زهر

عزت این از دعاها برترست

بر زبان عاشقان کفری که رفت

از محامد وز ثناها برترست

اقتدا بر آن قد و قامت بکن

کز نماز این اقتداها برترست

درد کز دل ناله بر گردون کشد

اینچنین درد از دواها برترست

گفتگوی او بما از کینه نیست

زآشتی این ماجراها برترست

هر زمان جنگ است او را با کمال

طرفه جنگی کز صفاها برترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲کی چاره درد من بیچاره ندانست
  2. شمارهٔ ۲۱۳کسی که پرتو انوار لامکانی یافت
  3. شمارهٔ ۲۱۴گر جانب محب نظری با حبیب هست
  4. شمارهٔ ۲۱۵گرچه از باران دیده خاک آن کو پر گل است
  5. شمارهٔ ۲۱۶گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است
  6. شمارهٔ ۲۱۷گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است
  7. شمارهٔ ۲۱۸گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست
  8. شمارهٔ ۲۱۹گر عشق تو داغ جان‌گداز است
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.