پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

لعل جان بخشت ز جان نازکتر است

قدّت از سرو روان نازکتر است

برگ گل چندانکه دارد نازکی

خاطر بلبل از آن نازکتر است

آمدن هر دم به ناز و رفتنت

از نسیم جان فشان نازکتر است

الحق از سر رشتهٔ باریک و هم

از بریشم آن میان نازکتر است

ناز کم کن با چنین دل جان من

خود چه دل کاین دل ز جان نازکتر است

ای دل نازک مزاج از روی خوب

آن طلب از حسن کان نازکتر است

گرچه نازک نکته‌ای گفتی کمال

زین حکایت آن دهان نازکتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ما درین دیر فتادیم هم از روز الست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ما دلی داریم و آن بر دلبری خواهیم بست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
  4. شمارهٔ ۲۴۴ما عاشقیم و رند، خرابات کوی ماست
  5. شمارهٔ ۲۴۵ماه در حسن برخسار تو خویشاوند است
  6. شمارهٔ ۲۴۶مائیم و دلی پر خون بر خاک سر کویت
  7. شمارهٔ ۲۴۷مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
  8. شمارهٔ ۲۴۸مرا با تو نقل و شراب آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.