پرش به محتوای اصلی
جلال عضد

جلال عضد

غزلیّات

۲۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ به سر انگشت نما زاهد انگشت نما را
  2. شمارهٔ ۲ پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم‌افروز را
  3. شمارهٔ ۳ چون پریشان می‌کند آن زلف عنبربیز را
  4. شمارهٔ ۴ ساقیا! خیز و بیار آن آب رنگ آمیز را
  5. شمارهٔ ۵ پیش تو عرضه می کنم حال تباه خویش را
  6. شمارهٔ ۶ خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
  7. شمارهٔ ۷ روز اوّل که به چشمت نظر افتاد مرا
  8. شمارهٔ ۸ نمی کنی نظری بیدلان غمگین را
  9. شمارهٔ ۹ زلفی که چو دود است بر آتش وطن او را
  10. شمارهٔ ۱۰ هر آن کس که دیده ست آن خاک پا
  11. شمارهٔ ۱۱ ای جبینت ماه و رویت آفتاب
  12. شمارهٔ ۱۲ حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت
  13. شمارهٔ ۱۳ چو گل بگشاد لب را در ملاحت
  14. شمارهٔ ۱۴ بس که جانم ز تمنّای رخ یار بسوخت
  15. شمارهٔ ۱۵ دل که از من گشت ناپیدا کجاست؟
  16. شمارهٔ ۱۶ این چه شمع است که در مجلس مستان برپاست
  17. شمارهٔ ۱۷ هر آن نفس که نه با دوست می زنی باد است
  18. شمارهٔ ۱۸ یاقوت شکربار ترا لذّت قند است
  19. شمارهٔ ۱۹ عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است
  20. شمارهٔ ۲۰ سر معشوق بر بالین ناز است
  21. شمارهٔ ۲۱ دلم متاب که هجران سینه تاب بس است
  22. شمارهٔ ۲۲ می گزی لب را که طعم لعل خندانت خوش است
  23. شمارهٔ ۲۳ خطّ تو که در عین خرد عین جمال است
  24. شمارهٔ ۲۴ گهی با ما خوش و گه سرگران است
  25. شمارهٔ ۲۵ آن چه شمع است که از چهره برافروخته است
  26. شمارهٔ ۲۶ شب رو خونی که از چشمم به دور افتاده است
  27. شمارهٔ ۲۷ ای از می عشق تو دلم مست
  28. شمارهٔ ۲۸ پایم مبند از آنکه سرم زیر دست تست
  29. شمارهٔ ۲۹ کجا گوهر وصلش آرم به دست
  30. شمارهٔ ۳۰ چو سلطان فلک را بار بشکست
  31. شمارهٔ ۳۱ من سر زلفش نمی دادم ز دست
  32. شمارهٔ ۳۲ برادران و عزیزان! نگار من اینست
  33. شمارهٔ ۳۳ یا رب آن ماه است یا رخسار دوست
  34. شمارهٔ ۳۴ بگذار تا بمیرم بر آستان دوست
  35. شمارهٔ ۳۵ نگویم در تو عیبی ای پسر هست
  36. شمارهٔ ۳۶ کسی را در دو عالم حاصلی هست
  37. شمارهٔ ۳۷ ساقیا! عقل مرا مست کن ار جامی هست
  38. شمارهٔ ۳۸ از رخت ارغوان نموداری ست
  39. شمارهٔ ۳۹ سوخته ای بر درت شب همه شب می گریست
  40. شمارهٔ ۴۰ در این ایّام کس غمخوار ما نیست
  41. شمارهٔ ۴۱ چون تو گلی در همه گلزار نیست
  42. شمارهٔ ۴۲ به بالین غریبانت گذر نیست
  43. شمارهٔ ۴۳ از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیست
  44. شمارهٔ ۴۴ جلوه حسن ترا محرم به جز آیینه نیست
  45. شمارهٔ ۴۵ عمری ست که بر منتظرانت نظری نیست
  46. شمارهٔ ۴۶ درون خلوت ما جز من و تو هیچ کسی نیست
  47. شمارهٔ ۴۷ مونس ما ای صبا بجز تو کسی نیست
  48. شمارهٔ ۴۸ «یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیست
  49. شمارهٔ ۴۹ دل از هوای تو دشوار بر توانم داشت
  50. شمارهٔ ۵۰ عمرم همه در آرزوی روی تو بگذشت
  51. شمارهٔ ۵۱ دوش در سودای او بر من به بیداری گذشت
  52. شمارهٔ ۵۲ جان ما دوری ز خاک کوی جانان برنتافت
  53. شمارهٔ ۵۳ آن سرو گل اندام که در زیر قبا رفت
  54. شمارهٔ ۵۴ شوق توام باز گریبان گرفت
  55. شمارهٔ ۵۵ رفت عمر و غم عشقش ز دل ریش نرفت
  56. شمارهٔ ۵۶ هر شب از هجر تو تا روز نمی یارم خفت
  57. شمارهٔ ۵۷ راز غم دوستان به کس نتوان گفت
  58. شمارهٔ ۵۸ ماییم و غم عشق و سر کوی ملامت
  59. شمارهٔ ۵۹ دست ما کی رسد به بالایت
  60. شمارهٔ ۶۰ از دوست به دشمن نتوان کرد شکایت

متن اشعار به نقل از گنجور.