پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۳۸

از رخت ارغوان نموداری ست

وز رخم زعفران نموداری ست

نقش سودا که هست بر جانم

لب و خطّت از آن نموداری ست

از ستاره که ریخت مژگانم

از زمین آسمان نموداری ست

روی خوب تو با طراوت حسن

از ریاض جنان نموداری ست

ز آتش و دود و شعله دوزخ

سینه عاشقان نموداری ست

نرگس ناتوان جادویت

از فریب جهان نموداری ست

سر زلفت ز دود دل نقشی ست

لب لعلت ز جان نموداری ست

دیدم از توتیای بینایی

خاک آن آستان نموداری ست

خلق مجروح چشم و ابرویت

کان ز تیر و کمان نموداری ست

حلقه زلف و تیر مژگانت

از کمند و سنان نموداری ست

لاله زار سرشک و روی جلال

از بهار و خزان نموداری ست

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۴۰در این ایّام کس غمخوار ما نیست
  2. شمارهٔ ۴۱چون تو گلی در همه گلزار نیست
  3. شمارهٔ ۴۲به بالین غریبانت گذر نیست
  4. شمارهٔ ۴۳از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیست
  5. شمارهٔ ۴۴جلوه حسن ترا محرم به جز آیینه نیست
  6. شمارهٔ ۴۵عمری ست که بر منتظرانت نظری نیست
  7. شمارهٔ ۴۶درون خلوت ما جز من و تو هیچ کسی نیست
  8. شمارهٔ ۴۷مونس ما ای صبا بجز تو کسی نیست
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.