پرش به محتوای اصلی
جلال عضد

جلال عضد

غزلیّات

۲۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ای سایبان شاهی بر آفتاب بسته
  2. شمارهٔ ۲۴۲ زهی زلف تو نرخ سنبل شکسته
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای بی سببی ز بنده برگشته
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ماییم و دلی به غم نشسته
  5. شمارهٔ ۲۴۵ قدحی نوش کن و جرعه به مخموران ده
  6. شمارهٔ ۲۴۶ ای از آن طرّه سرافکنده
  7. شمارهٔ ۲۴۷ ای جمال رخ تو تا بوده
  8. شمارهٔ ۲۴۸ معشوقه به چنگ آر و می و چنگ و چغانه
  9. شمارهٔ ۲۴۹ ای ز نور رخت افتاده به شک پروانه
  10. شمارهٔ ۲۵۰ بیاور ای بت ساقی شراب دوشینه
  11. شمارهٔ ۲۵۱ ای سهی قدّ ترا سرو و صنوبر بنده‌ای
  12. شمارهٔ ۲۵۲ ای یار! دوش همدم و یار که بوده‌ای؟
  13. شمارهٔ ۲۵۳ جانا! تو سوز و درد دل ما ندیده‌ای
  14. شمارهٔ ۲۵۴ من کِیَم، بر آستانت خستهٔ بیچاره‌ای
  15. شمارهٔ ۲۵۵ ای ز چشمان تو در دیده بختم خوابی
  16. شمارهٔ ۲۵۶ ما کرده ایم نامه هستی خویش طی
  17. شمارهٔ ۲۵۷ به یاد آور که در ایّام خُردی
  18. شمارهٔ ۲۵۸ چه جرم رفت که یکباره مِهر ببریدی
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ز سودای گل سوری ز عشق روی گلناری
  20. شمارهٔ ۲۶۰ در زمستان بر امید آنکه باز آید بهاری
  21. شمارهٔ ۲۶۱ آیم که رُخت بینم و دیدن نگذاری
  22. شمارهٔ ۲۶۲ بکوش تا دل آزرده ای به دست آری
  23. شمارهٔ ۲۶۳ صبحدم می گفت نالان بلبلی بر شاخساری:
  24. شمارهٔ ۲۶۴ چنین کرشمه کنان گر به شهر برگذری
  25. شمارهٔ ۲۶۵ من صورتی چنین نشنیدم به دلبری
  26. شمارهٔ ۲۶۶ ای برگ گل سوری! از خار مکن دوری
  27. شمارهٔ ۲۶۷ بزن تیغ و مکن تندی و تیزی
  28. شمارهٔ ۲۶۸ بده ساقی شراب لایزالی
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ای چشم و دهان تو به هم خواب و خیالی
  30. شمارهٔ ۲۷۰ خیز که شب رفت و صبح کرد تجلّی
  31. شمارهٔ ۲۷۱ سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی
  32. شمارهٔ ۲۷۲ بیاور ساقیا! در دِه من دل خسته را جامی
  33. شمارهٔ ۲۷۳ هر کجا بشکفد گلستانی
  34. شمارهٔ ۲۷۴ جهان پیر را نو شد جوانی
  35. شمارهٔ ۲۷۵ [چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟
  36. شمارهٔ ۲۷۶ ای به بازار غم عشق تو صد جان به جوی
  37. شمارهٔ ۲۷۷ ای حسن ترا مثال شاهی
  38. شمارهٔ ۲۷۸ تا بدو کرده ام تولاّیی
  39. شمارهٔ ۲۷۹ خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی
  40. شمارهٔ ۲۸۰ گر گریه من بشنوی ای یار بگریی
  41. شمارهٔ ۲۸۱ هر کس به جست و جویی هر گوشه گفت و گویی
  42. شمارهٔ ۲۸۲ نگارا! با هواداران ز بیزاری چه می‌گویی

متن اشعار به نقل از گنجور.