پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۲۷۵

[چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟

چه دیده ای که نگاهی به سوی [ما] نکنی؟

به زیر سایه زلف تو آمدم زنهار!

که همچو ذرّه سراسیمه ام رها نکنی

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۲۷۷ای حسن ترا مثال شاهی
  2. شمارهٔ ۲۷۸تا بدو کرده ام تولاّیی
  3. شمارهٔ ۲۷۹خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی
  4. شمارهٔ ۲۸۰گر گریه من بشنوی ای یار بگریی
  5. شمارهٔ ۲۸۱هر کس به جست و جویی هر گوشه گفت و گویی
  6. شمارهٔ ۲۸۲نگارا! با هواداران ز بیزاری چه می‌گویی
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.