پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۲۷۰

خیز که شب رفت و صبح کرد تجلّی

بزم برآرای همچو جنّت اعلی

روضه مینو ست یا مدینه شیراز

نکهت خلد است یا هوای مصلّی

باغ سبق برده از حظیره فردوس

سرو خرامان شکست رونق طوبی

از خم کاکل فروغ طلعت ساقی

چون شب دیجور عکس نور تجلّی

ساعد و لعلش به قتل عاشق و احباب

هم ید بیضا نموده هم دم عیسی

قبله ما نیست جز درت که نباشد

قبله مجنون جز آستانه لیلی

کعبه رندان بود حریم خرابات

توبه مستان بود ز توبه و تقوی

خدمت دردی کشان بی دل و دین کن

تا بدهندت مراد دنیی و عقبی

زهره مجلس به بارگاه شهنشاه

نغمه شعر جلال برده به شعری

مالک دین و جمال م لّت ابواسحق

آنکه به فرمان اوست عرصه دنیی

خسرو اعظم خدایگان سلاطین

جان جهان پادشاه صورت و معنی

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۲۷۲بیاور ساقیا! در دِه من دل خسته را جامی
  2. شمارهٔ ۲۷۳هر کجا بشکفد گلستانی
  3. شمارهٔ ۲۷۴جهان پیر را نو شد جوانی
  4. شمارهٔ ۲۷۵[چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟
  5. شمارهٔ ۲۷۶ای به بازار غم عشق تو صد جان به جوی
  6. شمارهٔ ۲۷۷ای حسن ترا مثال شاهی
  7. شمارهٔ ۲۷۸تا بدو کرده ام تولاّیی
  8. شمارهٔ ۲۷۹خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.