پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۵

پیش تو عرضه می کنم حال تباه خویش را

تا تو نصیحتی کنی چشم سیاه خویش را

سرزنشم مکن که تو، شیفته تر ز من شوی

بینی اگر به ناگهان چشم سیاه خویش را

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۷روز اوّل که به چشمت نظر افتاد مرا
  2. شمارهٔ ۸نمی کنی نظری بیدلان غمگین را
  3. شمارهٔ ۹زلفی که چو دود است بر آتش وطن او را
  4. شمارهٔ ۱۰هر آن کس که دیده ست آن خاک پا
  5. شمارهٔ ۱۱ای جبینت ماه و رویت آفتاب
  6. شمارهٔ ۱۲حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت
  7. شمارهٔ ۱۳چو گل بگشاد لب را در ملاحت
  8. شمارهٔ ۱۴بس که جانم ز تمنّای رخ یار بسوخت
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.