پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی

واعظ قزوینی

غزلیات

۶۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ نگین خاتم دلهاست در دندانش
  2. شمارهٔ ۴۲۲ گهر بر خویشتن پیچد ز فکر عقد دندانش
  3. شمارهٔ ۴۲۳ بهشت سفره درویش و، کاسه چو بینش
  4. شمارهٔ ۴۲۴ نشود عاشق از فغان خاموش
  5. شمارهٔ ۴۲۵ پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش
  6. شمارهٔ ۴۲۶ دل از خیال دوست، ندادم بفکر خویش
  7. شمارهٔ ۴۲۷ پادشاه ملک فقرم، بهر حفظ شان خویش
  8. شمارهٔ ۴۲۸ بود دنیا زنی، طول أملها زلف و گیسویش
  9. شمارهٔ ۴۲۹ خرامان چون رود بیرون ز گلشن سرو دلجویش
  10. شمارهٔ ۴۳۰ ای خوشا عزلت، که گردیم از در دلها خلاص
  11. شمارهٔ ۴۳۱ نبود دعا فلک سیر، الا بپای اخلاص
  12. شمارهٔ ۴۳۲ غیر از خدنگ مرگ، که آن راست جان غرض
  13. شمارهٔ ۴۳۳ بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض
  14. شمارهٔ ۴۳۴ عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط
  15. شمارهٔ ۴۳۵ نیست ای دل محنت آباد جهان، جای نشاط
  16. شمارهٔ ۴۳۶ به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط
  17. شمارهٔ ۴۳۷ ای مستی شباب، ترا کرده باب وعظ
  18. شمارهٔ ۴۳۸ باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
  19. شمارهٔ ۴۳۹ میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
  20. شمارهٔ ۴۴۰ راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع
  21. شمارهٔ ۴۴۱ نیافته است کسی لذتی ز خوان طمع
  22. شمارهٔ ۴۴۲ غیر تلخی، طعم دیگر نیست در نان طمع
  23. شمارهٔ ۴۴۳ کسی ز خلق نباشد، چو خسروان قانع
  24. شمارهٔ ۴۴۴ از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
  25. شمارهٔ ۴۴۵ روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
  26. شمارهٔ ۴۴۶ ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
  27. شمارهٔ ۴۴۷ انسان چه بود شرم و، درین نیست تکلف
  28. شمارهٔ ۴۴۸ میتواند لعل او شد بامی کوثر طرف
  29. شمارهٔ ۴۴۹ پیری آمد روشنی از چشم گریان رفت حیف!
  30. شمارهٔ ۴۵۰ عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!
  31. شمارهٔ ۴۵۱ خانه ها کرده است ویران در جهان بسیار برق
  32. شمارهٔ ۴۵۲ خواهد نمک خمیر وجودت ز شور عشق
  33. شمارهٔ ۴۵۳ غیر از می جنون، نرساند دماغ عشق
  34. شمارهٔ ۴۵۴ نبود این همه گشتن پی دنیا لایق
  35. شمارهٔ ۴۵۵ نباشدم تن تنها، ز فوج دشمن باک
  36. شمارهٔ ۴۵۶ از یار بد چه نقص، بخوش طینتان پاک؟
  37. شمارهٔ ۴۵۷ افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
  38. شمارهٔ ۴۵۸ بگذشت زندگی همه در انتظار مرگ
  39. شمارهٔ ۴۵۹ من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  40. شمارهٔ ۴۶۰ ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
  41. شمارهٔ ۴۶۱ گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  42. شمارهٔ ۴۶۲ قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  43. شمارهٔ ۴۶۳ ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  44. شمارهٔ ۴۶۴ چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
  45. شمارهٔ ۴۶۵ بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
  46. شمارهٔ ۴۶۶ کی میکنند جامه جان از جسد قبول
  47. شمارهٔ ۴۶۷ تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
  48. شمارهٔ ۴۶۸ از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
  49. شمارهٔ ۴۶۹ گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
  50. شمارهٔ ۴۷۰ مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  51. شمارهٔ ۴۷۱ یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  52. شمارهٔ ۴۷۲ اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
  53. شمارهٔ ۴۷۳ غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
  54. شمارهٔ ۴۷۴ ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
  55. شمارهٔ ۴۷۵ از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
  56. شمارهٔ ۴۷۶ ز غصه جان نبری، بی حذر ازین مردم!
  57. شمارهٔ ۴۷۷ نهادم عینک و، ملک عدم را بی خفا دیدم
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ز بس نومیدی، از امیدهای خویشتن دیدم
  59. شمارهٔ ۴۷۹ چو رنگ خویش، هردم انقلاب ساکنی دارم
  60. شمارهٔ ۴۸۰ بشکند از ناتوانی استخوان در پیکرم

متن اشعار به نقل از گنجور.