پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷

افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ

کوچک شود سرا، چو بود میهمان بزرگ

آسان تر آن جهان بکف آید ازین جهان

بهتر زند خدنگ، بود چون نشان بزرگ

بر دل ترا نچسبد از آن کار آن جهان

کآیینه است کوچک و، آیینه دان بزرگ

بس دستگاه همت والا شده است تنگ

زآن رو که گشته اند بسی کوچکان بزرگ

دنیا نه جای این همه عرض تجمل است

این خانه بس محقر و، دستار خوان بزرگ

واعظ ز مال قدر کس افزون نمیشود

زآنسان که کوهسار نگردد ز کان بزرگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۹من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  2. شمارهٔ ۴۶۰ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
  3. شمارهٔ ۴۶۱گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  4. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  5. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  6. شمارهٔ ۴۶۴چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
  7. شمارهٔ ۴۶۵بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
  8. شمارهٔ ۴۶۶کی میکنند جامه جان از جسد قبول
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.