پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۹

من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ

هرگز نبسته طرف خدنگ نظر ز سنگ

سازی اگر حجاب خود آیینه را، بجاست

دارد ضرور باغ جمال تو در ز سنگ

از شوق خاک بوسی نعل سمند تو

با سر برون دوند گروه شرر ز سنگ

از بهر سیب آن ذقن، از خلق دیده ام

ظلمی که شاخ دیده برای ثمر ز سنگ

از تیغ موج حادثه آبگون سپهر

بر سر کشیده اند شررها سپر ز سنگ

نرمی بخلق، سخت پناهی است خلق را

هرگز ندیده پنبه چو مینا ضرر ز سنگ

نازک چو شیشه چون نشود دل ترا؟ که هست

خو گرم تر ز آتش و، دل سخت تر ز سنگ!

لطف از کسان بجوی و، شرارت ز ناکسان

آب از گهر طلب کن و، آتش ببر ز سنگ

واعظ مخواه پاکی گوهر ز بدگهر

هرگز کسی نخواسته آب گهر ز سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۱گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  2. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  3. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  4. شمارهٔ ۴۶۴چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
  5. شمارهٔ ۴۶۵بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
  6. شمارهٔ ۴۶۶کی میکنند جامه جان از جسد قبول
  7. شمارهٔ ۴۶۷تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
  8. شمارهٔ ۴۶۸از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.