پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام

وز خموشی غیر را با خویش محرم کرده ام

هر دمی از زندگی پامال فکری میشود

عمر خود را جاده غمهای عالم کرده ام

سر نپیچیده است از تأثیر افغانم دلی

پادشاهی در جهان از دولت غم کرده ام

همچو من نخلی ندارد گلشن آزادگی

در جنون تا ریشه زنجیر محکم کرده ام

عالمی گردیده در خاطر، غم عالم مرا

ترک خود واعظ چه گویم،ترک عالم کرده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  2. شمارهٔ ۴۷۱یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  3. شمارهٔ ۴۷۲اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
  4. شمارهٔ ۴۷۳غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
  5. شمارهٔ ۴۷۴ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
  6. شمارهٔ ۴۷۵از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
  7. شمارهٔ ۴۷۶ز غصه جان نبری، بی حذر ازین مردم!
  8. شمارهٔ ۴۷۷نهادم عینک و، ملک عدم را بی خفا دیدم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.