پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام

این راه را تمام بآغوش رفته ام

دور و دراز شد سفر بیخودی مرا

گویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام

در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان

از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟!

نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغ

تا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام

واعظ بمجلسی که در آن بوده حرف دوست

خود را ز شوق کرده فراموش رفته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
  2. شمارهٔ ۴۷۰مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  3. شمارهٔ ۴۷۱یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  4. شمارهٔ ۴۷۲اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
  5. شمارهٔ ۴۷۳غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
  6. شمارهٔ ۴۷۴ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
  7. شمارهٔ ۴۷۵از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
  8. شمارهٔ ۴۷۶ز غصه جان نبری، بی حذر ازین مردم!
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.