پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

کی میکنند جامه جان از جسد قبول

آنانکه کرده اند لباس نمد قبول؟

درگاه دوست، بسکه پسندد شکستگی

گر توبه شکسته بری، میشود قبول

راضی نمیتوان شدن از خود بکاهلی

جایی که در رکاب عمل میدود قبول

شادم که در شمار معاصیست طاعتم

شاید در آن میان کرم او کند قبول

دوری ز کرده های من از بسکه لازم است

بر طاعتم عجب که نهد دست رد قبول

واعظ چو پرده برفتد از کرده های خلق

ترسم ز زشتی عمل ما رمد قبول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
  2. شمارهٔ ۴۶۹گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
  3. شمارهٔ ۴۷۰مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  4. شمارهٔ ۴۷۱یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  5. شمارهٔ ۴۷۲اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
  6. شمارهٔ ۴۷۳غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
  7. شمارهٔ ۴۷۴ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
  8. شمارهٔ ۴۷۵از ناز اگر نیایی، خود در خیال مردم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.