پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل

آوازه رفعت را، شیون شمرد عاقل

اوضاع جهان دایم، مانند نفس باشد

هرآمد کاری را، رفتن شمرد عاقل

لب چون بطلب جنبد، در پیش کسان، آن را

بر شمع نکو نامی، دامن شمرد عاقل

آسایش عزلت را، گفتیم و، نفهمیدند

این مرتبه جویان را، کودن شمرد عاقل

در راه حذر جویی، تنگست ز بس فرصت

هر سودن مژگان را، خفتن شمرد عاقل

چون غرق عرق گردم، از شرم گنه واعظ

ز آسیب عذاب آن را، جوشن شمرد عاقل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
  2. شمارهٔ ۴۶۸از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
  3. شمارهٔ ۴۶۹گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
  4. شمارهٔ ۴۷۰مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  5. شمارهٔ ۴۷۱یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  6. شمارهٔ ۴۷۲اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
  7. شمارهٔ ۴۷۳غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
  8. شمارهٔ ۴۷۴ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.