پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۰

ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال

مگذر ز حق، گذشته یی از حق برای مال؟!

دور است بر تو بس ره مسجد پی نماز

گردی همیشه شهر بشهر از برای مال

پیشت بود گریوه صعبی، چو مرگ و تو

با سر دوی بکوه و کمر در قفای مال

عیب است لاف خود سری و، پای بند زر

ننگست نام خواجه فلان و، گدای مال!

در دست چیست غیر پریشانی آخرش

زآن کیسه ها که دوخته گل از برای مال

مالست، از برای فدای تن و، کنند

این خواجگان ز حرص، تن وجان فدای مال

از بهر بندگی چه سرو دل دگر؟ که هست

در دل تو را غم زر و، در سر هوای مال!

واعظ اگر جهان همه از تست، عاقبت

سودن همین بدست تو ماند بجان مال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  2. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  3. شمارهٔ ۴۶۴چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
  4. شمارهٔ ۴۶۵بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
  5. شمارهٔ ۴۶۶کی میکنند جامه جان از جسد قبول
  6. شمارهٔ ۴۶۷تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
  7. شمارهٔ ۴۶۸از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
  8. شمارهٔ ۴۶۹گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.