پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

ای از عرق جبین تو صبح بهار دل

یاد قدت نهال لب جویبار دل

هر دل که بیشمار نباشد در آن غمت

در پیش عاشقان نبود در شمار دل

فارغ شدم بفکر تو از فکر روزگار

غیر از غم تو نیست کسی غمگسار دل

چشمم ز رشک، تشنه به خون دلم شده است

تا دیده است یاد ترا در کنار دل

هرگه که یاد بسمل تیغ تو کرده ام

از خود فشانده ام بتپیدن غبار دل

واعظ چنین ضعیف و، غمت این قدر گران

چون قامتش خمیده نگردد ز بار دل؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
  2. شمارهٔ ۴۶۶کی میکنند جامه جان از جسد قبول
  3. شمارهٔ ۴۶۷تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
  4. شمارهٔ ۴۶۸از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
  5. شمارهٔ ۴۶۹گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
  6. شمارهٔ ۴۷۰مژده باد ای دل، که اینک می‌رسد ماه صیام
  7. شمارهٔ ۴۷۱یارب ز چرک مال جهان بخش نفرتم
  8. شمارهٔ ۴۷۲اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم؛
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.