پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

از یار بد چه نقص، بخوش طینتان پاک؟

تن گر شود پلید، چه نقصان بجان پاک؟!

دارد کلام پاکدلان بیشتر اثر

زور خدنگ بیش بود از کمان پاک

بر خصم، بی درشت سخن، کارگر تراست

زو داد خود بگیر بتیغ زبان پاک

هر دم گزندی از سگ نفست رسد بدل

افتاده این پلید ترا خوش بجان پاک

روز و شبت بپاکی تن پاک صرف شد

این جسم پاک را نسزد جز روان پاک

با آب دیده دامن پاکی بدست آر

چیزی نبسته است بدست و دهان پاک

پاکیزگی وضع، بود روزی حلال

نان پلید چند بدستار خوان پاک؟!

دل خانه خداست، نه جای غم جهان

بیرون بر این پلیدی، ازین آستان پاک!

برخاک غلتد آب ز پاکیزه گوهری

ندهد ز دست خاک نهادی روان پاک

ای دل بساز با مزه روزی حلال

محتاج هیچ نانخورشی نیست نان پاک

واعظ ترا باین همه آلودگی مگر

بخشد خدا بآب رخ دیدگان پاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸بگذشت زندگی همه در انتظار مرگ
  2. شمارهٔ ۴۵۹من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  3. شمارهٔ ۴۶۰ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
  4. شمارهٔ ۴۶۱گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  5. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  6. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  7. شمارهٔ ۴۶۴چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
  8. شمارهٔ ۴۶۵بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.