پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

نباشدم تن تنها، ز فوج دشمن باک

شرار را نبود از هجوم خرمن باک

ملایمت ز گزند زمانه آزاد است

ندارد آینه آب، از شکستن باک

خط از جمال خداداد، صرفه یی نبرد

چراغ مهر ندارد ز باد دامن باک

نمیکشد دل روشن، کدورت از دنیا

که چشم شعله ندارد ز دود گلخن باک

صف سپاه شهان را نه مانع اجلست

خزان ندارد از خار بست گلشن باک

دلم ز وعظ تو پروا نمیکند واعظ

بلی بلی نبود مرده را ز شیون باک!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
  2. شمارهٔ ۴۵۸بگذشت زندگی همه در انتظار مرگ
  3. شمارهٔ ۴۵۹من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  4. شمارهٔ ۴۶۰ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
  5. شمارهٔ ۴۶۱گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  6. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  7. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
  8. شمارهٔ ۴۶۴چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.