پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۴

نبود این همه گشتن پی دنیا لایق

خرده جویی است نه از همت والا لایق

شربت مرگ ترا پیش لب اینک دارند

نیست دیگر ز تو دوشابدلیها لایق

شهر پاکان شده نزدیک، ترا نیست دگر

دل آلوده بصد گونه تمنا لایق

بجز از نقطه تجرید و، بعالم خط نسخ

نیست دیگر سخن خال و خط از ما لایق

چند کو کوزن سر و قد و بالا؟ اکنون

نبودت جز طلب از عالم بالا لایق!

بر سرت هست فلکها ز عزیزی لرزان

نیست لرزیدن تو بر سر دنیا لایق

نگشودیم درین غمکده گر چشم، چه باک؟

نیست این منزل ناخوش بتماشا لایق!

از خردمند غم روزی فردا عیب است!

نیست امروز ترا جز غم فردا لایق

جز دل نازک پر خون، زغم صبح خمار

از تو دیگر نبود شیشه صهبا لایق

دوست چون از همه یکتاست، غمش را واعظ

نبود غیر دل از همه یکتا لایق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۶از یار بد چه نقص، بخوش طینتان پاک؟
  2. شمارهٔ ۴۵۷افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
  3. شمارهٔ ۴۵۸بگذشت زندگی همه در انتظار مرگ
  4. شمارهٔ ۴۵۹من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  5. شمارهٔ ۴۶۰ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
  6. شمارهٔ ۴۶۱گذشت عمر و، تو در کار کاهلی، کاهل!
  7. شمارهٔ ۴۶۲قامتم گردید چون قلاب، از یاد اجل
  8. شمارهٔ ۴۶۳ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.