پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

ای خوشا عزلت، که گردیم از در دلها خلاص

ما ز روی مردم و، مردم ز روی ما خلاص

هست تا دل با غم عالم سرو کارش، بجاست

کشتی از رفتن نگردد هرگز از دریا خلاص

روی آسایش نمی بیند دل پر آرزو

خانه زنبور، هرگز نیست از غوغا خلاص

میرسد از پی برات خط بنقد طاقتم

تا زدست انداز زلفش، میکنم خود را خلاص

در قیامت هم مکن واعظ خلاصی آرزو

تا نسازی خویش را ز اندیشه دنیا خلاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲غیر از خدنگ مرگ، که آن راست جان غرض
  2. شمارهٔ ۴۳۳بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض
  3. شمارهٔ ۴۳۴عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط
  4. شمارهٔ ۴۳۵نیست ای دل محنت آباد جهان، جای نشاط
  5. شمارهٔ ۴۳۶به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط
  6. شمارهٔ ۴۳۷ای مستی شباب، ترا کرده باب وعظ
  7. شمارهٔ ۴۳۸باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
  8. شمارهٔ ۴۳۹میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.