پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض

کز جا دگر نمیکندم اضطراب قرض

نظم سخن چگونه نپاشد ز یکدیگر

تار نفس گسسته شد از پیچ و تاب قرض

زآن وا نمیشود بسخن چون صدف لبم

کز سر گذشته چون عرق شرم، آب قرض

قرض از حساب رفت برون و، نمیدهم

چیزی بقرض خواه، بغیر از حساب قرض

یارب، رها نیش تو ازین فکر جانگداز

واعظ دگر ندارد ازین بیش تاب قرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵نیست ای دل محنت آباد جهان، جای نشاط
  2. شمارهٔ ۴۳۶به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط
  3. شمارهٔ ۴۳۷ای مستی شباب، ترا کرده باب وعظ
  4. شمارهٔ ۴۳۸باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
  5. شمارهٔ ۴۳۹میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
  6. شمارهٔ ۴۴۰راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع
  7. شمارهٔ ۴۴۱نیافته است کسی لذتی ز خوان طمع
  8. شمارهٔ ۴۴۲غیر تلخی، طعم دیگر نیست در نان طمع
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.