پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

غیر تلخی، طعم دیگر نیست در نان طمع

نانخورش از سرکه ابروست در خوان طمع

ای که خواهی سازی آباد از گرفتن خویش را

خانه های اعتباراتست، ویران طمع

طبع طامع را نباشد از گدایی چاره یی

جز کف در یوزه نبود کاسه خوان طمع

بسکه بوی چرب و نرمی ناید از احسان خلق

نانشان نبود ز خشکی باب دندان طمع

معده، حرص و طمع از جوع کی گردد خلاص؟

پر نگردد هیچ کس را هرگز انبان طمع

بسکه طامع را پر است از خار خار حرص دل

آتش افتد از نگاه گرم در جان طمع

رشته رزقت بدست قبض و بسط دیگری است

زآن گره نگشوده هرگز کس بدندان طمع

هر چه خواهی، چیده بر خوان قناعت رنگ رنگ

نان خود تاکی خوری واعظ ز انبان طمع؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
  2. شمارهٔ ۴۴۵روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
  3. شمارهٔ ۴۴۶ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
  4. شمارهٔ ۴۴۷انسان چه بود شرم و، درین نیست تکلف
  5. شمارهٔ ۴۴۸میتواند لعل او شد بامی کوثر طرف
  6. شمارهٔ ۴۴۹پیری آمد روشنی از چشم گریان رفت حیف!
  7. شمارهٔ ۴۵۰عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!
  8. شمارهٔ ۴۵۱خانه ها کرده است ویران در جهان بسیار برق
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.