پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

خانه ها کرده است ویران در جهان بسیار برق

میزند زین غصه خود را بر در و دیوار برق

با تر و خشک جهان، کارش گزیدن بوده است

نیست بیجا گر ز غم پیچد بخود چون مار برق

آه گرم خوشه چینی میرود بر آسمان

زآن بر آرد هر دم انگشت از پی زنهار برق

بیشتر باشد بلا گردنکشان را در جهان

خویشتن را میزند بسیار بر کهسار برق

زندگانی سر به سر ناچیز شد در فکر مال

کشت عمرت راست برق درهم و دینار برق

گر نتابد نور ایمان از جبینت، باک نیست

بر سرت باید زند مندیل دستک دار برق

در مصافت برق شمشیر ار نباشد گو مباش

قبضه میباید زند در کوچه و بازار برق

پشت پا زد سر بسر بر حاصل روی زمین

گشت در راه فنا ز آن رو سبک رفتار برق

از بلا دامن مکش واعظ، کزو یابی امان

خیمه ابر سیه را کی دهد آزار برق؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳غیر از می جنون، نرساند دماغ عشق
  2. شمارهٔ ۴۵۴نبود این همه گشتن پی دنیا لایق
  3. شمارهٔ ۴۵۵نباشدم تن تنها، ز فوج دشمن باک
  4. شمارهٔ ۴۵۶از یار بد چه نقص، بخوش طینتان پاک؟
  5. شمارهٔ ۴۵۷افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
  6. شمارهٔ ۴۵۸بگذشت زندگی همه در انتظار مرگ
  7. شمارهٔ ۴۵۹من با نگاه عجز و، تو دل سخت تر ز سنگ
  8. شمارهٔ ۴۶۰ای کرده پشت بر حق و، رو در قفای مال
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.