پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۱

نیافته است کسی لذتی ز خوان طمع

نگشته سیر کسی را شکم بنان طمع

همیشه بهر پریدن ز ناکسان دنی

مساز تیغ زبان تیز بافسان طمع

برای اینکه کنی صید مطلب دوری

برشته های سخن زه مکن کمان طمع

توان بقصر شرف شد چو با کمند دعا

مرو بچاه دنائت بریسمان طمع

بپوش چشم زخلق و، بچشم خلق نشین

که بی نشان شدنت، نیست جز نشان طمع

مساز پیشه خود آبرو فروشی را

بهر گذر مگشا از دو لب دکان طمع

ترا که گلشن عزت ز تشنگی شد خشک

مبند آب رخ خود ببوستان طمع

متاز اسب طلب بر در کسان واعظ

بتاب جانب درگاه حق عنان طمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۳کسی ز خلق نباشد، چو خسروان قانع
  2. شمارهٔ ۴۴۴از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
  3. شمارهٔ ۴۴۵روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
  4. شمارهٔ ۴۴۶ماند ز تاب و تب بدل زار من چراغ
  5. شمارهٔ ۴۴۷انسان چه بود شرم و، درین نیست تکلف
  6. شمارهٔ ۴۴۸میتواند لعل او شد بامی کوثر طرف
  7. شمارهٔ ۴۴۹پیری آمد روشنی از چشم گریان رفت حیف!
  8. شمارهٔ ۴۵۰عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.