پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

میتواند لعل او شد بامی کوثر طرف

فتنه مژگان شوخش، با صف محشر طرف

صحبت اوراق گل با هم دو روزی بیش نیست

الفت نازک مزاجان زود گردد بر طرف

منعم و درویش، همدوشند در دیوان عدل

در ترازو سنگ بی قیمت بود با زر طرف

پایمال برق گردد، خرمنی کز منع بخل

چون زر گل نیست آن را دامنی از هر طرف!

گر سپر داری کند سرپنجه خورشید عدل

پیر زالی میتواند گشت با سنجر طرف

دست در افتادگی زن، پیش موج حادثات

میشود با بحر از افتادگی لنگر طرف

نیست با واعظ جز اخلاص از رسوم دوستی

هر که از روی شکوه دارد، باشدش حق برطرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!
  2. شمارهٔ ۴۵۱خانه ها کرده است ویران در جهان بسیار برق
  3. شمارهٔ ۴۵۲خواهد نمک خمیر وجودت ز شور عشق
  4. شمارهٔ ۴۵۳غیر از می جنون، نرساند دماغ عشق
  5. شمارهٔ ۴۵۴نبود این همه گشتن پی دنیا لایق
  6. شمارهٔ ۴۵۵نباشدم تن تنها، ز فوج دشمن باک
  7. شمارهٔ ۴۵۶از یار بد چه نقص، بخوش طینتان پاک؟
  8. شمارهٔ ۴۵۷افزون بود ز عالم دل یاد آن بزرگ
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.