پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط

نه یک غلط دو غلط، بلکه صد هزار غلط!

گذشت آنکه شکفتی دل از بهار و خزان

بود دگر طمع آن ز روزگار غلط!

طلب مکن ز جوانان کمال پیران را

که هست خواستن میوه از بهار غلط!

بدست باز فراغ و، بدشت صید عمل

بود گذشتن ازین دشت، بی شکار غلط!

رسید سیل علایق عنان گسسته و، هست

متاع دل نکشیدن به یک کنار غلط!

بود معارضه با ما به یک دو مصرع پوچ

چو تاختن به صف از طفل نی سوار غلط!

زباغ عمر گل بندگی بچین واعظ

نشستن است دگر دست در نگار غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
  2. شمارهٔ ۴۳۹میکنند از پیریم با هم سر و سامان وداع
  3. شمارهٔ ۴۴۰راه اگر خواهی به اقلیم فنا مانند شمع
  4. شمارهٔ ۴۴۱نیافته است کسی لذتی ز خوان طمع
  5. شمارهٔ ۴۴۲غیر تلخی، طعم دیگر نیست در نان طمع
  6. شمارهٔ ۴۴۳کسی ز خلق نباشد، چو خسروان قانع
  7. شمارهٔ ۴۴۴از هجوم داغ، در تن نیست دیگر جای داغ
  8. شمارهٔ ۴۴۵روشنایی از شب وصل تو اندوزد چراغ
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.