پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

خرامان چون رود بیرون ز گلشن سرو دلجویش

نگاه گریه آلودی بود هر شاخ تر، سویش

بچشم غیرت از دنبال او، وقت خرامیدن

کم از تار نگاهی نیست، هر مویی ز گیسویش

قدح مینوشد آن وحشی غزال و، من ازین داغم

که رنگ نشأه می میگذارد روی بر رویش

چه سان با غیر بینم، همنشینش، من که از غیرت

کنم فریاد تا خیزد قیامت از سر کویش

مکن آزرده از خود واعظ آن شوخ جفا جو را

مبادا غیر خشمی واکشد از تندی خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱نبود دعا فلک سیر، الا بپای اخلاص
  2. شمارهٔ ۴۳۲غیر از خدنگ مرگ، که آن راست جان غرض
  3. شمارهٔ ۴۳۳بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض
  4. شمارهٔ ۴۳۴عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط
  5. شمارهٔ ۴۳۵نیست ای دل محنت آباد جهان، جای نشاط
  6. شمارهٔ ۴۳۶به پنج روزه حیاتست اعتبار غلط
  7. شمارهٔ ۴۳۷ای مستی شباب، ترا کرده باب وعظ
  8. شمارهٔ ۴۳۸باشد بحرف راست چو دایم بنای وعظ
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.