پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۰

بشکند از ناتوانی استخوان در پیکرم

قطره اشکی اگر غلتد ز مژگان ترم

دور شد از آب وصلش تا چو ماهی پیکرم

چون زبان تشنه می‌چسبد به کام بسترم

گرچه تندم، خاطری هرگز نرنجانیده‌ام

در گلستان جهان خارم، ولی خارترم

آتش افسرده‌ام، اما ز سوز دل هنوز

می‌کند روشن چراغ آیینه از خاکسترم

رشته عمرم ندارد گوهری، غیر از سخن

نسخه برگشته بختی را تو گویی مسطرم

با گران‌جانان به جز نرمی ندارم چاره‌ای

سرمه می‌گردم ز ضعف، ار کار افتد بر سرم

نیست واعظ شکوه از عریانیم، کز فیض عشق

جامه گوهر نگار اشک باشد در برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۲ز غم گر سوختم، نزدیک یار مهوش خویشم
  2. شمارهٔ ۴۸۳تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
  3. شمارهٔ ۴۸۴باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
  4. شمارهٔ ۴۸۵سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
  5. شمارهٔ ۴۸۶ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میروم
  6. شمارهٔ ۴۸۷در وطن سخت غریبم، سفری میخواهم
  7. شمارهٔ ۴۸۸برآ ز خانه، که از خان و مان خویش برآیم
  8. شمارهٔ ۴۸۹چهره بگشای، که از شوق بپرواز آیم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.