پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

چو تار چنگ کند گوشمال غم سازم

چو مرغ رنگ بتنگست بال پروازم

رسید ضعف بجایی که نارساست اگر

کنند کوک بساز خموشی آوازم

ز بس جهان شده خالی ز دوستان صدیق

فرامشی بود امروز محرم رازم

بشوق بال و پر افشانی فضای عدم

چو گل همیشه گشاد است بال پروازم

بسان بید موله درین چمن واعظ

ز سرفکندگی خویشتن سرافرازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳تا تیغ تو بگذاشته لب بر لب زخمم
  2. شمارهٔ ۴۸۴باین افتادگیها، مرد میدان دلیرانم
  3. شمارهٔ ۴۸۵سرهنگ مصر گوشه نشینی کنون منم
  4. شمارهٔ ۴۸۶ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میروم
  5. شمارهٔ ۴۸۷در وطن سخت غریبم، سفری میخواهم
  6. شمارهٔ ۴۸۸برآ ز خانه، که از خان و مان خویش برآیم
  7. شمارهٔ ۴۸۹چهره بگشای، که از شوق بپرواز آیم
  8. شمارهٔ ۴۹۰ما ز هر عشرت دنیا بسخن ساخته ایم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.