پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۰

ما ز هر عشرت دنیا بسخن ساخته ایم

بلبلانیم و، ز عالم بچمن ساخته ایم

خون خوردیم و ز ادب نام لب او نبریم

به انار دل از آن سیب ذقن ساخته ایم

کام ما نیست بجز رخصت بوسی ز لبش

ما بیک حرف، از آن میم دهن ساخته ایم

دلنشین تا شده ما را شکرین گفتارش

با دل تنگ از آن تنگ دهن ساخته ایم

ز آن جهان تافته رو، واله دنیا شده ایم

ز آن همه سرو و سمن ما به دمن ساخته ایم

غافل از یاد حق و، شاد که از اهل دلیم

ما از آن شمع فروزان، بلگن ساخته ایم

طول عمری ز جهان یافته بی حسن عمل

ما ازین چاه، ز یوسف برسن ساخته ایم

زنده در گور چه از گرد کدورت باشیم؟

ما که با مردن بی گور و کفن ساخته ایم!

از سفرهای جهان فایده ما این بود

که بآسودگی کنج وطن ساخته ایم

زینت دل غم یار است و، غم دین، واعظ

ما از آنها همه با زینت تن ساخته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۲ما بلبلان خار علایق گزیده ایم
  2. شمارهٔ ۴۹۳برکنده از حیات، باندک بهانه ایم
  3. شمارهٔ ۴۹۴ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیم
  4. شمارهٔ ۴۹۵بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
  5. شمارهٔ ۴۹۶ما ز نادانی، ز بس بدبین و بدخواه خودیم
  6. شمارهٔ ۴۹۷از بزرگان وحشی و، با خاکساران همدمیم
  7. شمارهٔ ۴۹۸برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
  8. شمارهٔ ۴۹۹بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.