پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۶

ما ز نادانی، ز بس بدبین و بدخواه خودیم

راه ناامن است، تا جایی که همراه خودیم

رهزنی ما را نباشد، چون خودی در راه دوست

در طریق بندگی القصه خود چاه خودیم

هرکجا افتاد کاهی قد بیاری کرد راست

در میان همدمان شرمنده کاه خودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۸برده است از بسکه فکر آن نگار جانیم
  2. شمارهٔ ۴۹۹بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
  3. شمارهٔ ۵۰۰چون کند پیری ستم، یاد جوانی می‌کنیم
  4. شمارهٔ ۵۰۱چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویم
  5. شمارهٔ ۵۰۲خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالمان
  6. شمارهٔ ۵۰۳درست نیست گشودن به خنده لب چندان
  7. شمارهٔ ۵۰۴از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
  8. شمارهٔ ۵۰۵غم بود غم، شراب درویشان
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.