پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان

گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان

از خانه ماهروی من آمد چو شب برون

شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان

پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او

چشم مرا ز تار نگه برده موکشان

هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر

از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان

گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو

سر حلقه جماعت خاطر مشوشان!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشان
  2. شمارهٔ ۵۰۷برگ جوانیت ریخت، برگ نوای طفلان
  3. شمارهٔ ۵۰۸ریخت دندان و، گره در بند نان ما همچنان
  4. شمارهٔ ۵۰۹در تنم گردید داغش دردمند استخوان
  5. شمارهٔ ۵۱۰پیش لطفش میتوان با روسیاهی ساختن
  6. شمارهٔ ۵۱۱برگ ریزانست، رنگ از روی پیران ریختن
  7. شمارهٔ ۵۱۲از کمی پیوسته باید بیشی خود خواستن
  8. شمارهٔ ۵۱۳پهلوانی نیست سنگی یا گلی برداشتن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.