پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

پهلوانی نیست سنگی یا گلی برداشتن

پهلوانی چیست؟ باری از دلی برداشتن!

پیش صاحب دیدگان، رقص نشاط همت است

دست احسان جانب هر سائلی برداشتن

تخم سعی و، آب چشم و، خاک هستی داده اند

تخم میباید فشاندن، حاصلی برداشتن

یک گل سیراب از بهر دماغ ما بس است

کو سر برگ دلی دادن، دلی برداشتن؟!

رفت وقت عاشقی واعظ بمرگ خود بمیر!

چند این منت ز تیغ قاتلی برداشتن؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵زیاده فیض توان از شکستگان بردن
  2. شمارهٔ ۵۱۶به این سامان چه ساز عیش دیگر می‌توان کردن؟
  3. شمارهٔ ۵۱۷بسکه بد باشد ز شوخی خنده بر یاران زدن
  4. شمارهٔ ۵۱۸کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
  5. شمارهٔ ۵۱۹گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۵۲۰قامتم گر این چنین از غم دو تا خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۵۲۱با چراغ دل ازین ظلمت سرا باید شدن
  8. شمارهٔ ۵۲۲در دل میگشاید، چشم از اغیار پوشیدن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.