پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۴

تو که بر خار تحمل نتوانی رفتن

قدمی راه توکل نتوانی رفتن

منعم از مو ره این مرحله باریک تر است

تو باین عرض تجمل نتوانی رفتن!

اولین گام ره عشق، بر آتش زدن است

تو باین فکر و تأمل نتوانی رفتن

چشمه های پل این آب، ز موج خطر است

با گرانجانی ازین پل نتوانی رفتن

تا تو از پا نکشی خار علایق واعظ

بره خواهش آن گل نتوانی رفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۶به این سامان چه ساز عیش دیگر می‌توان کردن؟
  2. شمارهٔ ۵۱۷بسکه بد باشد ز شوخی خنده بر یاران زدن
  3. شمارهٔ ۵۱۸کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
  4. شمارهٔ ۵۱۹گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن
  5. شمارهٔ ۵۲۰قامتم گر این چنین از غم دو تا خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۵۲۱با چراغ دل ازین ظلمت سرا باید شدن
  7. شمارهٔ ۵۲۲در دل میگشاید، چشم از اغیار پوشیدن
  8. شمارهٔ ۵۲۳به گوش آنکه بود بهره‌ور ز فهمیدن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.