پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۹

گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن

عندلیب از رنگ گل، پا در حنا خواهد شدن

گر چنین خواهند کاهیدن ز رشک قامتش

طوق قمری سرو را خلخال پا خواهد شدن

تیر مژگان گر چنین جوشن شکافی میکند

حلقه های جوهر آیینه، وا خواهد شدن

مهر رخسارش گر از ابر نقاب آید برون

گریه ز اشکم خنده دندان نما خواهد شدن

گر ببیند پیچش زلف ترا، از حیرتش

در کف پا دود را آتش حنا خواهد شدن

کار کی ما را به آن کنج دهن افتاده است

کار ما را گر نسازی، کار ما خواهد شدن!

گر چنین، در خرج افغان، باددستی میکند

واعظ ما زود بی برگ و نوا خواهد شدن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۱با چراغ دل ازین ظلمت سرا باید شدن
  2. شمارهٔ ۵۲۲در دل میگشاید، چشم از اغیار پوشیدن
  3. شمارهٔ ۵۲۳به گوش آنکه بود بهره‌ور ز فهمیدن
  4. شمارهٔ ۵۲۴پیش چراغ فیض شب، از خواب دم مزن
  5. شمارهٔ ۵۲۵گر فلاطون زمانی، حرف دانستن مزن
  6. شمارهٔ ۵۲۶گشت چو معمار فیض، بانی بنیان حسن
  7. شمارهٔ ۵۲۷ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
  8. شمارهٔ ۵۲۸شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.