پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۵

گر فلاطون زمانی، حرف دانستن مزن

نام خود را خط بطلان، از رگ گردن مزن

لب مجنبان از برای هرزه گفتن هر نفس

بر چراغ اعتبار خویشتن، دامن مزن

گر سخن خواهی کنی، عیب سخن کردن بگو

گر نخواهی تن زد، از حرف خموشی تن مزن

روشنایی خانه دل را، ز چشم عبرت است

بیش ازین از خواب غفلت، گل بر این روزن مزن

پهن دشتی، چون فضای عالم تجرید نیست

خیمه دل بیش ازین در تنگنای تن مزن

آفتی چون رد سائل نیست منعم، مال را

آتشی از حسرت موران، برین خرمن مزن

با تواضع میتوانی جان دشمن را گرفت

جز بشمشیر خمیدن، خصم را گردن مزن

آنچه منعم راست در کف، مفلسان را در دلست

شاخ گل گو خنده بر خاکستر گلخن مزن

گر ظفر خواهی چو واعظ خاک ره شو خصم را

خاک غیر، از گرد خود، بر دیده دشمن مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۷ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
  2. شمارهٔ ۵۲۸شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
  3. شمارهٔ ۵۲۹خویش را آزاد خواهی، صید دام دوست کن
  4. شمارهٔ ۵۳۰یا رب از خواب گران غفلتم بیدار کن
  5. شمارهٔ ۵۳۱دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
  6. شمارهٔ ۵۳۲بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن
  7. شمارهٔ ۵۳۳پشت دست از حسرت دینار با دندان مکن
  8. شمارهٔ ۵۳۴بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.