پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

پیش چراغ فیض شب، از خواب دم مزن

وحشی است مرغ فرصت، مژگان بهم مزن

زین خوابهای از أمل خود درازتر

خط بر کتاب هستی خود یک قلم مزن

ای تاجر قلمرو هستی، نبسته بار

از چشم خفته، خیمه براه عدم مزن

زنهار پیش حکم قضا، از حیات خویش

پیش لبت گر آینه گیرند، دم مزن

با بی زری چو دست کریمان گشاده باش

بر جبهه همچو کیسه گره با درم مزن

عقل معاش، نام مکن بخل شوم را

خرجیست خرج معرفت، ای خواجه دم مزن

حق کرم، ز نام کرم هم گذشتن است

این حق ادا نساخته لاف کرم مزن

دستار کهنه یی، به فقیری اگر دهی

هر لحظه اش به فقر ز سرکوب بم مزن

پیش چراغ اجر مصیبت، ز بی تهی

بر سر چو باد خاک میفشان و دم مزن

از بهر خود مگیر، گل کلفتی در آب

ای سیل، خان و مان فقیری بهم مزن

تا غایبانه مدح تو هردم کنند بیش

واعظ بروی دشمن خود، حرف کم مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶گشت چو معمار فیض، بانی بنیان حسن
  2. شمارهٔ ۵۲۷ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
  3. شمارهٔ ۵۲۸شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
  4. شمارهٔ ۵۲۹خویش را آزاد خواهی، صید دام دوست کن
  5. شمارهٔ ۵۳۰یا رب از خواب گران غفلتم بیدار کن
  6. شمارهٔ ۵۳۱دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
  7. شمارهٔ ۵۳۲بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن
  8. شمارهٔ ۵۳۳پشت دست از حسرت دینار با دندان مکن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.