پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

به گوش آنکه بود بهره‌ور ز فهمیدن

صدای ریختن آبروست خندیدن

سفر برون برد از طبع مرد خامی‌ها

کباب پخته نگردد، مگر به گردیدن

ترا به سختی ایام می‌کنند آگاه

که چشم را سبب بینش است مالیدن

ز بی‌دماغی خود از سلوک اهل زمان

به این خوشم که ندارم دماغ رنجیدن

ز سطر رشته زنار خواندن این مضمون

که: کفر محض بود گرد خلق گردیدن!

ز بخل خرج، ره دخل بسته می‌گردد

که شیر پستان کم گردد از ندوشیدن

چه گوش پند شنو، چشم داری از مردم؟

چو هست کار تو واعظ، همیشه نشنیدن!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵گر فلاطون زمانی، حرف دانستن مزن
  2. شمارهٔ ۵۲۶گشت چو معمار فیض، بانی بنیان حسن
  3. شمارهٔ ۵۲۷ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
  4. شمارهٔ ۵۲۸شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
  5. شمارهٔ ۵۲۹خویش را آزاد خواهی، صید دام دوست کن
  6. شمارهٔ ۵۳۰یا رب از خواب گران غفلتم بیدار کن
  7. شمارهٔ ۵۳۱دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
  8. شمارهٔ ۵۳۲بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.