پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن

بندگی جز خاکساری نیست، استغنا مکن

مصحف دل را که هر حرفیست از وی صد کتاب

کاغذ حلوای شیرین کاری دنیا مکن

یاد گیر از بید مجنون، شیوه افتادگی

گر گذارند اره بر فرق تو، سر بالا مکن

خود، سر بالا نکردن؛ درع، تن در دادنست؛

هست چون آن، گر جهان دشمن شود، پروا مکن

نیست ما را طاقت زهر فراق دوستان

در دلم ای شهد غم تا میتوانی جا مکن

هست چون بست و گشاد کارها در دست حق

دل بغیر حق مبند و، لب بجز حق وا مکن

غم،شراب و؛لب،گزک:افغان، سرود و:گریه، ساز!

عیش کن با دوست واعظ، شکوه دنیا مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
  2. شمارهٔ ۵۳۵ای گل، تو بی علاقه به دنیا شدی و من
  3. شمارهٔ ۵۳۶چون زبان در گفتگو، بیجا ز کام آید برون
  4. شمارهٔ ۵۳۷که تواند شدن از بزم تو طناز برون؟
  5. شمارهٔ ۵۳۸کرا پا میرود از محفل آن سیمبر بیرون؟
  6. شمارهٔ ۵۳۹دمی ز آن پیش کآید چون حباب جان زتن بیرون
  7. شمارهٔ ۵۴۰حال ما خواهی بدانی، زلف خوبان را ببین
  8. شمارهٔ ۵۴۱شوخیش را نکند گوشه نشین خانه زین
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.