پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۷

که تواند شدن از بزم تو طناز برون؟

تا تو در خاطر مایی نرود راز برون

بسکه از باده وصف تو، سیه مست شده است

نبرد حرف سر از جاده آواز برون

بربایندگی نسبت رخسار تو کبک

برده گیرندگی از چنگل شهباز برون

نتوانی بخدنگ ستم آزرد مرا

مگر آن دم که بر آری ز دلم باز برون

آن چنان عالم از آوازه عیبم شده پر

که نیاید نگه از دیده غماز برون

نه چنان پای کشیده است بدامن واعظ

که رود ناله اش از پرده آواز برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۹دمی ز آن پیش کآید چون حباب جان زتن بیرون
  2. شمارهٔ ۵۴۰حال ما خواهی بدانی، زلف خوبان را ببین
  3. شمارهٔ ۵۴۱شوخیش را نکند گوشه نشین خانه زین
  4. شمارهٔ ۵۴۲چهره آرایی بود از نشأه می ننگ او
  5. شمارهٔ ۵۴۳می‌تراود التفات از جبههٔ پرچین او
  6. شمارهٔ ۵۴۴از آنم کم، که گویم شکر احسان زیاد تو
  7. شمارهٔ ۵۴۵میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو
  8. شمارهٔ ۵۴۶گردد چو بگفتار زبان در دهن تو
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.