پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۵

میکند گرمی بما هر بیوفائی غیر تو

میبرد ره خانه ام را، هر بلایی غیر تو

زین شکفته روی تر بر خور بما، ای شام غم

ما درین غربت نداریم آشنایی غیر تو

برگ عیشی ساز کن، ای عشق از داغ جنون

خانه دل را نباشد کدخدایی غیر تو

یا شمشاد تو ام دارد درین پیری بپای

این قد خم گشته را، نبود عصایی غیر تو

خاطرم دامان پر گل گشته از یاد رخت

عاشقان را، نیست باغ دلگشایی غیر تو

تا بکی خاموش بنشینی ز غم، واعظ، بنال

این چمن را نیست مرغ خوش نوایی غیر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۷غم می‌رمد، ز پیچش زلف سیاه تو
  2. شمارهٔ ۵۴۸نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛
  3. شمارهٔ ۵۴۹موی چون گردید جو گندم، دگر هشیار شو
  4. شمارهٔ ۵۵۰گذر گاهی بود گلزار گیتی، از صبا بشنو
  5. شمارهٔ ۵۵۱چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه
  6. شمارهٔ ۵۵۲غیر محرومی رویت نبود کار نگاه
  7. شمارهٔ ۵۵۳نخل شمع، از چشم گریان سربلندی یافته،
  8. شمارهٔ ۵۵۴دنیا طلب، به دنیا، دل بین چگونه داده
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.