پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۱

چشم بگشا غنچه آسا در بهار صبحگاه

قد علم کن سبزه سان در جویبار صبحگاه

نیست جای خواب دیگر، چشم من، چون وا شود

نرگس چشم خمار سرمه دار صبحگاه

روزگار از ظلمت شب، رخ در آن شوید، توهم

چهره از عصیان بشو، در چشمه سار صبحگاه

دشت فرصت هر طرف پر از غزال طاعت است

مگذران از خویشتن، وقت شکار صبحگاه

برده یی بویی گر از کیفیت فیض سحر

خوشتر است از مستی شبها، خمار صبحگاه

دامن فرصت بکف، دست توانایی دراز

گل نمی چینی چرا، از شاخسار صبحگاه؟!

موج زن باشد، گرت در دل شکار مطلبی؛

پشت کن قلاب، در دریا کنار صبحگاه

پیش سالک کو نداند خواب و خور در بندگی

اول شب نیز باشد در شمار صبحگاه

چند واعظ مرده خواب گران غفلتی

زنده شو هان در هوای فیض بار صبحگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۳نخل شمع، از چشم گریان سربلندی یافته،
  2. شمارهٔ ۵۵۴دنیا طلب، به دنیا، دل بین چگونه داده
  3. شمارهٔ ۵۵۵یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
  4. شمارهٔ ۵۵۶چشمش در ستم بر خلق باز کرده
  5. شمارهٔ ۵۵۷یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
  6. شمارهٔ ۵۵۸کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
  7. شمارهٔ ۵۵۹ز حیرت تو، کسی گردش از کباب ندیده
  8. شمارهٔ ۵۶۰ویرمه، چوق رنگ گل عارض جانانمزه
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.